اگر زندگی بازی است، این قوانینش است

نام کتاب : اگر زندگی بازی است ، این قوانینش است.

نویسنده : شری کاتر – اسکات مترجم: مریم بیات – مهدی قراچه داغی گردآورنده : فاطمه فیروزی

پیشگفتار

در 25 سالگی ، در سال 1974 ، یک بحران میانسالی پیشرس را پشت سر گذاشتم . بخاطر خوشامد مادرم آموزگار شده بودم و بعد برای رضایت خودم دنبال حرفه بازیگری رفتم . اما هیچکدام اینها رضایت خاطر واقعی برایم به ارمغان نیاورد . گیج مانده بودم که حرفة بعد ام چیست؟

?در ادامه میتوانید فایل پی دی اف خلاصه کتــــــاب را

پـــس از پر کـــــــــــردن فرم مربوطـــــــــــه

به راحتــــی در ایمیل خود دریافت کنید.?

پیشنهادهای افراد خانواده و دوستانم بر این گیجی می افزود. دیگر عقلم به جایی قد نمی داد که برای گرفتن پاسخ دست به دامن چه کسی بشوم. این گونه بود که به دعا پناه بردم بلکه گشایشی حاصل شود.

بازی زندگی

[gravityform id=”30″ title=”true” description=”true”]

پس از گذشت چندین هفته، سه پیام کاملاً واضح- از منبعی الهی که به راستی مطمئن نبودم چیست – دریافت کردم . پیامهایی که به درخواستم، پاسخ دادند.

✅ پیام اول این بود:« تو واسطة کشفیاتی »

✅ پیام دوم می گفت:«باید در جهت پیشرفت و رشد کار کنی»

✅ پیام سوم واضح و رسا بود : « به تو موهبت کار با مردم داده شده است.»

می دانستم که این پیام ها پاسخ به دعاهایم است، اما نمی دانستم چگونه باید آنها را به کار گیرم . این سه الهام نه به صنعتی اشاره داشتند و نه در باره حرفه ای توضیحی می دادند، بنابراین کشف این چه باید بکنم به عهده خودم ماند. از ترکیب این سه پیام فرمولی برای خودم ساختم.«واسطة کارگزاری هستم که وظیفه اش پیشرفت و رشد مردم است.»

از آن به بعد، پیوسته در حال دریافت پیام بوده ام، این پیامها مرا به خلق سمینارهای آموزشی مذاکره درونی / احترام به نفس هدایت کردند. روزی وقتی داشتم برنامه آموزشی دوره مشاوره را طراحی می کردم، متوجه شدم که دارم قوانین انسان بودن را به روی کاغذ می آورم. فکر کردم، «یک عمر دنبال پاسخ این سئوالها بوده ام و سرانجام به من ابلاغ شدند». این قوانین پاسخ این سئوال اساسی ام بودند، «منظور از زندگی چیست؟» خشنود و شادمان، تصمیم گرفتم این قوانین را به شکل اطلاعیه در برنامه سه ماهه آموزشی ام پخش کنم . آخرین پیامی که دریافت کرده ام پیامی برای نوشتن کتابی در مورد ده قانون بود، به گونه ای که این قوانین آسان به دست کسانی برسد که در جستجوی الگویی برای گذراندن یک زنگی توأم با خوشبختی هستند . از خواندن ده قانون انسان بودن لذت ببرید ، آن را با دیگران سهیم شوید. پیش از همه از این قوانین در زندگی خودتان استفاده کنید. درسها را بیاموزید و همزمان با DNA معنوی تان، به پیامهایتان گوش دهید و سرانجام تمام رویاهایتان را به تحقق برسانید.

?در ادامه میتوانید فایل پی دی اف خلاصه کتــــــاب را

پـــس از پر کـــــــــــردن فرم مربوطـــــــــــه

به راحتــــی در ایمیل خود دریافت کنید.?

?معرفی

«زندگی توالی درسهایی است که می بایست زنده بود تا درکشان کرد. » هلن کلر

زندگی غالباً با بازی مقایسه شده است . متاسفانه هرگز قوانین این بازی را به ما نگفته اند و هیچ نوعی دستور العملی هم در باره چگونگی اجرای آن صادر نکرده اند. تنها با « برو » شروع می کنیم و راهمان را می پیماییم و امیدواریم که بازی را درست انجام بدهیم . نه چهره عینی بازی را دقیقاً می شناسیم ، و نه معنای دقیق برنده شدن را می دانیم . ده قانون انسان بودن در این باره است. این قوانین راهنمایی یا بازیی است که ما آن را زندگی می خوانیم. اما از آن هم بالاتر است. این قوانین مبادی اصولی معنوی را برایمان فراهم می آورد، که مفهوم آن انسان بودن است. این قوانین حقیقت های جهان شمولی هستند که همه کس بالفطره آن را می داند اما جایی در میان راه به فراموشی می سپرد. این قوانین اساس اصولی را شکل می دهند که می توانیم با آن زندگی راضی و با معنایی را به انجام برسانیم. تنها منظور آن دادن نقشه راه برای تعقیب سفر رشد در معنویات است.

  [gravityform id=”30″ title=”true” description=”true”] اگر زندگی بازیست، قوانینش این است

?قانون یکم : به شما جسمی داده می شود

چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست . منظور از جسم نقش شما بعنوان حفاظ در برابر دنیای بیرون و کشاندن به بازی است که آن را زندگی می خوانیم. کالبدی که به شما داده شده است تا روزی که قرار است در روی زمین باشید مال شماست. حال چه آن را دوست داشته باشید و چه از آن متنفر باشید. از آنجا که هیچ راهی برای پس دادن یا عوض کردن این جسم وجود ندارد، و از آنجا که دوستی بین شما و جسمتان مهمترین و اساسی ترین دوستی زندگی است، آموختن این نکته ضروری است که از پنداشت جسم به عنوان تنها یک مظروف دست بردارید و آن را به شریک دادند و رفیق راه زندگی تان تبدیل کنید.

[gravityform id=”30″ title=”true” description=”true”]

?مبارزه قانون شماره یک برقراری صلح و صفا با جسمتان است. 

هم افراد پیش از داشتن صلاحیت طی سفر زندگی، بایستی با موفقیت این دروس اصلی را بیاموزند.

«به این نتیجه رسیده ام که وقتی حقیقتاً خودمان را بهمان صورت که هستیم دوست می داریم و می پذیریم و تایید می کنیم، در زندگی همه چیزمان با موفقیت همراه است.» لوئیز هی

?پذیرش

یعنی ایمان آوردن، با نگرش مثبت به چیزی که زندگی به شما هدیه کرده است. شیوه ای که جسمتان را آن طریق به معرض نمایش می گذارید مستقیماً به این ارتباط دارد که تا چه اندازه به آموختن درس پذیرش نزدیک شده اید. مدارک بسیاری وجود دارند که ثابت می کنند ذهن و بدن با هم در ارتباط هستند، بنابراین پذیرش جسم تنها بخاطر احساس خوشبختی واجب نیست، بلکه خاطر سلامت جسمانی نیز لازم است. پذیرش واقعی زمانی است که بتوانید به جسمتان آنگونه که هست اعتقاد بیاورید و از آن سپاسگذار باشید و به این احساس نیاز نداشته باشید که بخاطر عشق کسی آن را تغییر دهید به خصوص بخاطر عشق به خودتان. آیا فکر می کنید منظور این است که نباید هیچگاه بخاطر بهتر شدن وضعیت جسم دست به کوشش زد؟ یا آیا بایستی به آنچه به شما داده شده است رضایت بدهید؟ نه، این طور نیست خواستن بهترین شرایط جسمانی، خواستی کاملاً طبیعی و انسانی است. اما به آن معناست که باید از انتقاد و قضاوت و یا عیبجویی از جسمتان دست بردارید، حتی وقتی که در بهترین شرایط سلامتی و یا زیبایی نیستید. گام برداشتن برای خود- بهسازی، تا جایی که از عشق به خود نشأت گرفته باشد و نه از احساس نا بسندگی ، حرکتی است کاملاً سلامت. پیش از آنکه پول و وقتتان را صرف راه حل بیرونی کنید، بهتر است ابتدا در درون و روی درس خود پذیری کار کنید. سعی کنید تمام اعضای بدنتان را دوست داشته باشید ، اگر نتوانستید دوستشان داشته باشید، آنگاه در صدد تغییر دادنشان برآیید.

فن بیان و سخنوری اگر نمی توانید تغییرشان دهید پس همانگونه که هستند قبولشا کنید، المپیک معلولین جسمی پر از افرادی است که علی رغم نقص عضو آشکار جسمشان را پذیرفته اند. پذیرش یا عدم پذیرش جسم تنها سبب افزوده شدن بر بار ذهن می شود، برداشت خودتان ربطی به این ندارد که به راستی چگونه به نظر می آیید. بنابراین چرا بجای انتخاب راه آسان تر پذیرش، رنج عدم پذیرش را به حال بخرید؟ انتخاب با شماست؟

?احترام به نفس

« هیچکس نمی تواند بدون رضایت خودتان شما را به احساس حقارت وادار کند » الئنور روزولت .

احترام به نفس احساس با ارزش بودن و توانایی در برخورد با مبارزات زندگی است. این احساس با ارزش بودن مثل هوایی است که تنفس می کنیم و برایمان ضروری است و بهمان اندازه نا ملموس . فرآیند پرورش احترام به نفس سه مرحله دارد.

?قدم اول شناخت چیزی است که در مسیرتان قرار می گیرد. با پذیرش محدودیت باوری که به خودتان دارید، می توانید قدم دوم را بردارید.

?قدم دوم جستجوی هستة عمیق تر ارتباط با کسی است که واقعاً هستید.

?قدم سوم احترام به عمل است، حال چه معنای آن ارزش گذاری به آنچه هستید باشد یا سازندة یک تغییر مثبت . همیشه به خودتان یادآوری کنید که احترام به نفس ناپایدار است. ممکن است آن را دانسته باشید، از دستش بدهید، پرورشش دهید، بزرگش کنید و مجبور شوید بارها و بارها از نو بسازید . احترام به نفس چیزی نیست که آن را بدست آورید و بعد تا ابد حفظش کنید بلکه فرایندی است که مادام العمر نیاز به جستجو و پرورش و کار دارد .

?در ادامه میتوانید فایل پی دی اف خلاصه کتــــــاب را

پـــس از پر کـــــــــــردن فرم مربوطـــــــــــه

به راحتــــی در ایمیل خود دریافت کنید.?

 

?احترام

«جسمتان وسیله زندگی تان است. تا هنگامی که در روی زمین هستید، در این جسم زندگی می کنید آن را دوست بدارید، به آن احترام بگذارید و عزیزش بدارید، با آن خوش رفتاری کنید، آنگاه جسم هم با محبت تمام در خدمتتان خواهد بود.» سوزی پرادن

احترام به جسم یعنی حرمت گذاشتن و افتخار کردن به آن. احترام یعنی رفتار مساوی با جسم مثل بذل توجه به هر شی با ارزش و بی همتا . نیروی احترام دو جانبه است . وقتی به جسمتان افتخار کنید جسمتان هم به شما افتخار می کند . احترام واقعی یعنی آموختن این نکته که بدنتان برای بهترین عملکرد به چه چیزهایی نیاز دارد و بعد تعهد سپردن به محترم شمردن این نیازهاست. آموختن احترام به جسم یعنی مبارزه با یک دنیای افراطی پر از وسوسه . گاهی اوقات پا به پای دیگران رفتن و زیاده روی کردن آسان تراز احترام گذاشتن به محدوده است .

لذت: « این که خوشحالید که زنده اید، گناه نیست » بروس اسپرنیگستین

لذت نمایانگر نشاط جسمی است . بدنتان از طریق حواس پنجگانه به شما لذت را می آموزد . اگر جلو رفتار خود جوش یا آن احساس جسمی که نشاط ذخیره شده در درونتان را رها می کند نگیرد، در آگاهی هایتان برای لذت بردن فضا بوجود می آورید . تنها راز آموختن درس لذت بوجود آوردن زمان و فضا برای آن در زندگی است . اگر لذت را از خودتان دریغ کنید زندگی تان آنگونه خوش که باید باشد، نیست . تفریح مثل روغنی است که حرکت موتور زندگی را به نرمی حفظ می کند، بدون روغن، رنده ها گیر می کنند و از کارمي‌افتند. برای شما چه چیز لذت آور است ، آن را انجام دهید، مکرراً انجام دهید، چون قلبتان را سبک می کند و معجزه گر وجودتان می شود.

[gravityform id=”30″ title=”true” description=”true”]  

?قانون دوم: با دروستان مواجه شوید

در مدرسه ای غیر رسمی و تمام وقت نام نویسی کرده اید که «زندگی» نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درسها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، باید به عنوان بخشی از برنامه های آموزشی برایشان طرح ریزی کنید . از هنگامی که بشر به دنبال هدف کشف معنای زندگی بوده است مدتهای بسیار می گذرد . آنچه ما و نیاکانمان در طی این جستجوی بی پایان به آن پی نبرده ایم این است که برای این پرسش تنها یک پاسخ وجود ندارد . زندگی برای هر کس معنایی متفاوت از دیگری دارد.

هرکس منظور و راه جداگانه خود را دارد، راهی یگانه و جدا از دیگران. در گذر از مسیر زندگی با دروس بی شماری مواجه می شوید که برای برآوردن این منظور به آموختنشان نیاز دارید. دروسی که با آن مواجه می شوید دروس خاص شماست، آموختن این دروس کلیه کشف و تحقق بخشیدن به معنا و مناسبت زندگی خود شماست .

هنگامی که دروس اولیه را آموختید که جسمتان به شما می آموزد، آنگاه آماده آموزگار پیشرفته تری هستید: یعنی کائنات. در این قلمرو با دروسی مواجه می شوید که تک تک شرایط زندگی تا را در بر میگیرد. تنها روی یک چیز بطور مطمئن می توانید حساب کنید و آن این است که با کلیه دروسی که شخص شما نیاز به آموختنشان دارید، مواجه خواهید شد، این که بخواهید این دروس را یاد بگیرید یا نه، این دیگر به خودتان بستگی دارد.

?مبارزه قانون شماره 2 همسو کردن خودتان با راه منحصر به فردتان از طریق یادگیری دروس انفرادی تان است.

در ضمن بخاطر داشته باشید که شما با دروسی روبه رو می شوید که قادر به آموختنشان هستید و خاص رشد شما هستند . اگر در برابر این مبارزه قادر به ابراز وجود هستید، می توانید معمای منظور از زندگی را حل کنید ، و زندگی را به معنای واقعی بگذرانید . شاید طی این فرایند برایتان آسان نباشد، اما پاداشی که در آخر بدست می آورید کاملاً ارزش این مبارزه را دارد.

در حال کوشش برای کشف و آموختن از خودتان ، به احتمال بسیار با دروس اساسی پذیرا بودن، انتخاب، انصاف و عظمت درون برخورد خواهید کرد .به این درسها به چشم ابزاری نگاه کنید که در کشف منظور یگانه از زندگی به شما کمک می کنند .

پذیرا بودن

«اگر به نوعی خاص به تجارب زندگی تان بنگرید ، دریچه روح به رویتان باز می شود » جون کابات زین

معنای پذیرا بودن، باز بودن است . زندگی شما را با درسهای بی شماری رو در رو قرار می دهد، درسهایی که از هیچکدام سود نخواهید برد مگر آن که آنها را بشناسید و پذیرای ارزشهای ذاتی شان باشید. این دروس در هر روز زندگی تان آشکار می شوند و هر چند که برخی از آنها ممکن است دشوار به چشم آید اما باید برداشتتان را تغییر دهید. و به آنها به چشم ارمغان بنگرید، ارمغان ها یا راهنمایی در مسیر زندگی به سوی خود اصلیتان.

شناخت دروسی که آنها را به عنوان فرصت تعبیر می کنید آسان است، چون دروسی جذاب هستند. پذیرا بودن این درسها کار چندان دشواری نیست. تشخیص دروسی دشوارتر است که بنظر می رسد انگار زندگی دارد به شما ناروا می زند. این درسها در بسته بندی های با جذابیت کمتر ارائه می شوند و هنرشان در این است که سبب می شوند بیشتر آدم ها بلافاصله لنز مقاومت به چشم بزنند: گاهی اوقات درسهایی با جذابیت کمتر که چه بسا چندان هم باب طبع تان نباشند در عمل می توانند نقش دریافت بزرگترین هدایا را برای شما داشته باشند. چگونه می توانیم از مقاومت به پذیرش نقل مکان کنیم؟

✨ابتدا بایستی متوجه احساس مقاومت مان بشویم. از نظر جسمانی معمولاً با فشردن آرواره، فشردگی قفسه سینه یا کشیدن آه خود را نشان می دهد. از جهت روانی ، در افکاری مثل ، «چرا این مسأله برای من آمده؟ من که آن را نخواسته ام ، نیازی به آن ندارم، دوستش ندارم!» بروز می کند.

✨در قدم بعدی باید به خودتان یادآوری کنید که حق انتخاب با شماست . می توانید کماکان به مقاومت ادامه دهید و احساس خوبی نداشته باشید یا هر چه را که این درس می خواهد به شما بیاموزد . فرا بگیرید.

✨و بلاخره قدم آخر این است که از خود بپرسید « آیا میل دارم دست از مقاومت بردارم و هر درسی را که لازم است بیاموزم ؟» یادتان باشد، اگر می خواهید در زندگی خوبی اصلیتان باشید، باید پذیرای آموختن دروسی باشید که در اختیارتان گذاشته می شود و اینگونه تا حد انسانی رشد می کنید که می خواهید باشید .

انتخاب

انتخاب جستجوی میل و سپس گزینش اقدام است. لحظه به لحظه در حال انتخاب هستید، با انتخاب یا با راه واقعی تان همسو می شوید یا در خطر انحراف از آن قرار می گیرید .

« در برابر خورشید وماه بر انجام دادن کاری اراده می کنم که از درون خوشحالم می کند و دلم به آن گواهی می دهد . » رالف والد و امرسون

به هنگام استفاده از مترادفها، واژه های انتخاب و تصمیم یک معنا ندارند. تصمیم در ذهن گرفته می شود، در حالی که انتخاب مربوط به ناخود آگاهتان است. تصمیم از اصول و دلایل منطقی و سبک کردن عقلانی موقعیت سرچشمه می گیرد، انتخاب نشات گرفته از ذات و هماهنگی با خود برتر است . ده قانون انسان بودن – قوانین راهنمای بازی زندگی و مبارزه هر قانون و درسهایش ?قانون یکم : به شما جسمی داده می شود . چه جسمتان را دوست داشته باشید یا از آن متنفر باشید باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست . ?مبارزه قانون شماره یک : برقراری صلح و صفا با جسمتان

درسها:

 پذیرش: « به این نتیجه رسیده ام که وقتی حقیقتاً خودمان را بهمان صورت که هستیم دوست می داریم و می پذیریم و تایید در زندگی همه چیزمان با موفقیت همراه است . » لوئیز هی

 احترام به نفس: « هیچکس نمی تواند بدون رضایت خودتان شما را به احساس حقارت وادار کند . » الئنور روزولت

احترام: « جسمتان وسیله زندگی تان است . تا هنگامی که در روی زمین هستید، در این جسم زندگی می کنید . آن را دوست بدارید، به آن احترام بگذارید و عزیزش بدارید . با آن خوش رفتاری کنید، آنگاه حسم هم با محبت تمام در خدمتتان خواهد بود . » سوزی پرادن

لذت: « این که خوشحالید که زنده اید ، گناه نیست » بروس اسپرنیگستین

?قانون دوم : با دروستان مواجه می شوید

در مدرسه ای غیر رسمی و تمام وقت نام نویسی کرده اید که « زندگی » نام دارد . در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درسها را دوست داشته باشید و چه از آن بدتان بیاید، به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح ریزی کنید.

?مبارزه قانون 2: همسو کردن خودتان با راه منحصر به فردتان از طریق یادگیری دروس انفرادی تان.

درسها :

پذیرا بودن: « اگر به نوعی خاص به تجارت زندگی تان بنگرید، دریچة روح به رویتان باز می شود » جون کابات – زین انتخاب: « در برابر خورشید و ماه » بر انجام دادن کاری اراده کنم که از درون خوشحالم و دلم بر آن گواهی می دهد.» رالف والدو امرسون

 انصاف: « گریه می کردم که کفش ندارم ، مردی را دیدم که پا نداشت » گلستان سعدی عظمت درون: « با انجام وظیفه سرنوشتتان روحتان را تغذیه می کنید » هار ولد کوشز

?قانون سوم : اشتباه وجود ندارد ، تنها درس است . رشد فرآیند آزمایش است ، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی های گهگاهی . آزمایشهای ناکام نیز بهمان اندازه آزمایشهای موفق، بخشی از فرایند رشد هستند. « هر فاجعه ای محرک و اندرزی ارزشمن است » امرسون

درسها:

رحمت: « انسان هم قادر به رحمت فراوان است ، هم قادر بی تفاوتی بسیار . به همان اندازه توانایی در تغذیه اولی قدرت چشم پوشی از دومی را دارد .» عفو : « اشتباه مال بشر است ، عفو الهی است . » الکساندر پاپ

چهار نوع عفو :

✅عفو مقدماتی خود

✅ عفو مقدماتی دیگر

✅ عفو پیشرفته خود

✅ عفو پیشرفته دیگران

اصول اخلاقی:«نه اشتباه وجود دارد و نه تصادف. یک یک وقایع اعطای برکاتی برای آموزش است.»الیزابت کوبلو – راس مزاح: « از ارزشهای قابل ملاحظه می آموزیم که به خودمان بخندیم » کاترین مانسفیلد

?قانون چهارم : درسهایی آنقدر تکرار می شود تا آموخته شود.

درسها آنقدر در اشکال مختلف تکرار می شوند تا آنها را بیاموزید . وقتی آموختید، می توانید درسی بعدی را شروع کنید. « رسیدن به آگاهی بدون زجر نمی باشد. » کارل یونگ ?مبارزه قانون چهارم : شناسایی و رها کردن الگوهای رفتاری

6 قدم اساسی برای عملی ساختن هر تغییری در زندگی

? آگاهی

? تصدیق

? انتخاب

? تدبیر

? تعهد

? جشن گرفتن

درسها:

آگاهی: « طلوعمان روزی است که بیدار باشیم . » هنری دیوید تورو .  رضایت: « در زندگی نمی خواهد که ما بهترین باشیم – زندگی می خواهد که بیشترین تلاش را بکنیم .»هر. جاکسون براون جونیور خواستن یعنی انتخاب ، انتخاب یعنی تعهد، می بایست یعنی تصمیم ، تصمیم یعنی فداکاری .  قانون علیت: علت‌ومعلول«‌هرعملي‌‌عکس‌العملی‌برابر‌دارد.» اسحاق نيوتن  صبر: « صبور باشید . صبور باشید تا ببینید که چه موقع باید از خواب برخیزید و به جلو بروید . » رام درس

?قانون پنجم : آموختن پایان ندارد

« هیچ نقشی از زندگی نیست که درس نباشد . اگر زنده هستید ، درسهایتان را نیز باید بیاموزید .»

?مبارزه قانون پنجم : پذیرفتن نقش خود به عنوان شاگرد همیشگی مدرسة زندگی

درسها:

 تسلیم: « تسلیم از قدرتمان نمی کاهد ، به آن می افزاید » ماریان ویلیامسون تعهد: « بزرگترین نقطه ضعف ما کوتاه آمدن است . مطمئن ترین راه برای موفقیت تلاش برای یکبار دیگر است .» توماس ادیسون تواضع: « وقتی به بالای کوه رسیدید، تازه اول بالا رفتن است . » جبران خلیل جبران  انعطاف پذیری: « رو به پیشرفت یعنی تغییر،رو به تکامن یعنی تغییر بسیار» وینستون چرچیل

?قانون ششم: جایی بهتر از اینجا و اکنون نیست (زندگی کردن در لحظه اکنون )

وفتی  « آنجا» ی شما یک اینجا می شود به آنجا می رسید که به نظر از اینجا ی فعلی تان بهتر است.

درسها:

  قدرشناسی: «وقتی از مقایسه اینجا و آنجا و اکنون با آنچه که دوست داریم می بود دست برداریم، می توانیم از آنچه هست لذت ببریم» چری هربر  عدم وابستگی: «سخت ترین درسی که باید بیاموزید این است که به نتایج اعمالتان وابسته نباشید.» جون بوریسنکو  تنعم: «غنی ترین اشخاص کسانی هستند که به آنچه دارند راضی می باشند.» رابرت سی ساویج  آرامش: «تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که در لحظه ی اکنون باشیم. استفن لواین

قانون هفتم _ دیگران فقط آینه شما هستند.

نمی توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره ی خودتان می پسندید یا از آن بدتان می آید.

درسها:

 تحمل: «آنچه ما را از دیگران ناراحت می کند راهنمایی است‌که می توانیم باکمک آن‌خودمان را درک‌کنیم.» کارل یونگ  روشنی:  «اگر درست نگاه کنید ،در تاریک ترین شرایط هم پرتو روشنایی را می بینید. جری گارسیا  التیام: «التیام زمان می برد، اما در مواقعی به فرصت هم نیاز دارد.» بقراط  حالت: « برای افشاندن نور دو راه بیشتر وجود ندارد، یا شمع بود یا آینه ای که شمع را منعکس سازد.» ادیت وارتون

?قانون هشتم _ انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست.

همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید ،اینکه با آنها چه می کنید بستگی به خودتان دارد.

حقیقت زندگیتان را خلق کنید و آن را مقدر سازید.

درسها:

 مسئولیت: «باید پیامد کردار، گفتار و اندیشه مان را در دوره ی حیاتمان بپذیریم.» الیزابت کوبلد – راس  رها کردن: «رها کردن مسئولیت را بیاموزید که کلید خوشبختی است .» بودا  شجاعت: بهایی است که زندگی برای اعطای آرامش مطالبه می کند.» امیلیا ارهات  قدرت : «کسی وجود ندارد که قادر به انجام بیش از آن که فکر می کند نباشد.» هری فورد  دل به دریا زدن : « زندگی بدون دل وجرات زندگی نیست. » هلن کلر

«هر کاری را می توانید بکنید یا فکر می کنید که می توانید بکنید، آن را شروع کنید .تهور و شجاعت در خود نبوغ ، قدرت و شگفتی‌دارد. »

?قانون نهم- جوابهایتان در وجود خودتان است

تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.

درسها:

گوش دادن: « هشیاری چیزی جز آگاهی نیست- مجموعه چیزهایی است که به آن توجه می کنیم» دیپاک چوپرا اعتماد: « به خود اعتماد کن، به حرف دلت توجه داشته باش» رالف والدو امرسون الهام: « در جریان زندگی روزانه باید راهی برای نشاط بخشیدن به روح خلاق خود بیابیم» سارک

?قانون دهم: تمام اینها را در بدو تولد فراموش می کنید

اگر مشکلات دانستنیهای درون را از میان بردارید، همه اینها را به خاطر خواهید آورد.

در نظر گرفتن و دوباره به حقیقت رسیدن

درسها:

ایمان: « ایمان هدیه ای است از جانب روح که به جان امکان می دهد با آشکارسازی خود در ارتباط باشد» توماس مور خرد: « خرد کسب کردنی نیست، باید بعد از سفری که جز ما کسی نمی تواند به آن برود، آن را کشف کنیم» مارسل پروست  بی انتهایی: « آنچه ما آن را نتیجه می دانیم شروع است» رالف والدو امرسون

?در ادامه میتوانید فایل پی دی اف خلاصه کتــــــاب را

پـــس از پر کـــــــــــردن فرم مربوطـــــــــــه

به راحتــــی در ایمیل خود دریافت کنید.?

خلاصه

زندگی در این دنیای خاکی کوتاه و خلاصه است، زمان می گذرد و شرایط تغییر می کند. شما حق انتخاب دارید، می توانید به خواسته ها، رویاها و هدف هایتان تحقق بخشید.

وقتی از خود می پرسید: « چرا اینجا هستم؟ » یا « چرا این اتفاق برای من می افتد؟ » یا « موضوع چیست؟ » از خود بپرسید: « چه درسی وجود دارد؟»

اگر می بینید از کلمات واکنشی « هرگز» یا « همیشه» استفاده می کنید بدانید که درس را نیاموخته اید. این بار کمی دقیق تر شوید عمق را زیاد کنید و از خود بپرسید: « از این تجربه چه می توانم بیاموزم؟»

من چه کسی هستم- فن نهان

هر آینه احساس کردید که شرایطتان ارزشی دارد، بدانید که دارید رشد می کنید. رشد و تعالی شما بستگی به این دارد که از درسهایی که آموخته اید کی و چگونه استفاده کنید. به خاطر داشته باشید تنها نتیجه مقاومت در برابر درسها این است که آنقدر تکرار می شوند تا آنها را بیاموزید، وقتی درسی را می آموزید، آزمایش می شوید. وقتی درس را آموختید بسهولت به دیگران منتقل می شود و شما به سراغ درسهای دشوارتر و در ضمن جالب تر بعد از آن می روید.

می توانید به رویدادهای گذشته نگاه کنید و ببینید چه درسهایی را آموخته اید. در برابر چه درسهایی مقاومت کرده اید که هنوز در حال تکرار هستید « دیروز به تاریخ پیوست» از فردا هم چیزی مشخص نیست، اما امروز لحظه ای است که باید آن را دریافت.»

به موقعیت فعلی خود نگاه کنید و ببینید چه درسهایی آموخته اید. به آینده نگاه کردن خیلی دشوار است. به خود خاطرنشان سازید که برای آموختن درسها در اینجا هستید. با لحظه اکنون همراه باشید و به آنچه تجربه می کنید توجه داشته باشید. از اقدامات و رفتارهایی که دروس را به شما ارائه می دهند خوشحال باشید.

✅ سوال کنید و پاسختان را بگیرید.

✅ با دلی پذیرا و گشوده گوش کنید.

✅ همه انتخابها را وارسی کنید.

✅ داوری خود را مثل یک آینه در نظر بگیرید.

✅ هر بحران را فرصتی مطلوب بدانید.

✅ به خودتان اعتماد کنید.

[gravityform id=”30″ title=”true” description=”true”]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *