تأثیر یاد خدا در زندگی

آیاتی درباره یاد خدا و چگونگی تأثیر آن بر در زندگی انسان

یاد خدا- فن نهان

? ياد نعمت‌هاي او، رمز معرفت و شكر اوست.

? ياد قدرت بي‌پايان او، رمز توكّل به اوست.

? ياد علم و آگاهي او، رمز حيا و تقوي است.

? ياد الطاف او، رمز محبّت به اوست.

? ياد عدالت او، رمز خوف از اوست.

? ياد امدادهاي او، رمز اميد و رجاست.

پس از گذراندن اوّلیه و تعمّق کردن در مبانی ناب و ژرف یاد شده، اکنون نوبت آن است که دست به عمل بزنید.

?قرآن در این رابطه، انسان های سالک و اهل عمل را این گونه راهنمایی می کند:

  1. «يا أيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ.» چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید؟
  2. «وَ أن لَیسَ لِلإنسانِ إلّا ما سَعی.» برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.
  3. «لا يُكَلِّفُ اللهُ نَفساً الّا وُسعَها.» خداوند هیچ‌کس را جز به قدر توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند.
  4. «ان أحسَنتُم أحسَنتُم لِأنفُسِكُم.» اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید به خود بدی نموده‌اید.
  5. «وَ لَن یَفُوزَ بِالخَیرِ إلّا عامِلُهُ وَ لا یُجزی جَزاءَ الشَّرِّ إلّا فاعِلُهُ. » و هرگز به نیکی و خیر نرسد مگر نیکوکار و هرگز کیفر نبیند مگر بدکار.

☀ حضرت علی(ع) می فرمایند:

  1. «الدّاعی بِلا عَمَلٍ کَالرّامی بِلا وَتَرٍ.» دعوت‌کننده‌ی بی ‌عمل، چون تیرانداز بدون کمان است.
  2. «مَن بَذَلَ جُهدَ طاقَتِهِ بَلَغَ کُنهَ إرادَتِهِ» هرکس تمام توان خود را به‌کار‌گیرد، به تمام خواسته‌ی خود برسد.
  3. «إنَّ الله سُبحانَهُ أمر عِبادَه تخییراً و نهاهم تحذیرا و کلف یسیراً، وَ لَم یکلف عسیراً.» خدای سبحان بندگان خود را فرمان داده است، درحالی که آنان مختارند و بازشان داشته است، برای این که به آنان هشدار داده باشد و تکلیف آسان فرموده و تکلیف دشوار نداده است و کار اندک را پاداش فراوان می‌دهد.

فردوسي این چنین می سراید:

گشاده شد آن كس كه او لب ببست زبان بسته بايد، گشاده دو دست به رنج اندر است اي خردمند گنج نيابدكسي گنج نابرده رنج

مولوی این‌گونه می‌سراید:  آدمي را كس نگويد هين بپر يا بيا اي كور تو در من نگر گفت يزدان ما علي الاعمي حرج كي نهد بر كس حرج رب الفرج

 

عطّار نيشابوري می گوید: خالقا گر نيك و گر بد كرده ام هر‌چه كردم جمله با خود كرده ام

بسیار اتّفاق می افتد که انسان در مجالس انس می‌نشیند و داد سخن می‌دهد؛ امّا هنگامی که میدان عمل فرا می‌رسد، هرکس به گوشه‌ای فرار می‌کند. از نشانه‌های مهمّ مؤمنان راستین این است که گفتار و کردارشان صد‌در‌‌صد هماهنگ باشد و هر قدر انسان از این اصل دور شود، از حقیقت ایمان دور شده است. در دوره ی رایگان عمل به دانسته ها با گفتار زیبای استاد سید حسن پور حسینان که در گروه فن نهان گردآوری شده است می توانید در این مورد بیشتر و بهتر اطلاعات دریافت کنید؛ لذا می بایست از ابراز اطّلاع کردن در مورد همه چیز پرهیز کرد. انسان راهرو ابتدا به فکر کاشتن یک بذر در درون خود است. سپس به فکر مراقبت و رسیدگی ویژه‌ی آن می باشد. به بار نشستن آن را نظاره‌ می کند و پس از رسیدن، میوه‌ی آن را در طبقی از اخلاص به دیگران هدیه می دهد. بهره‌ی انسان کاری است که انجام داده و تلاشی است که از او حاصل شده است؛ پس تلاش و کوشش انسان مهم است؛ هرچند احیاناً به مقصد و مقصودش نرسد (که اگر نیّتش خیر باشد، خدا پاداش خیر به او می‌دهد). برای این که بتوانید سعی و تلاش خود را به نتیجه برسانید، باید با انگیزه‌های قوی و معیّن شروع کنید. توقّعات و حسّاسیت‌های خود را نسبت به بیرون کاهش داده، ابتدا کلّ راه را بببینید و بعد حرکت کنید.

زمینه‌ها، امکانات و مقدّمات لازم را فراهم و در صورت بروز اولویت‌ها و تکالیف جدید، آن ها را با کار فعلی خود در نیامیزید. قانون‌گذار حکیم و دادگر هیچ وظیفه و تکلیفی بیشتر از میزان قدرت و توانایی افراد برای آن ها معیّن نکرده است. برای رسیدن به یک ارزیابی منطقی از خود، نقاط قوّت و ضعف، فرصت ها و تهدیدهای خود را یادداشت کنید. با توجّه به این موارد، مقایسه‌ی درستی بین خود استعدادها، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود داشته باشید. سپس برای شروع، با تصوّر و تجسّم نقاط قوت، کوچک‌ترین و راحت‌ترین نقطه‌ی ضعف را با استفاده از تمامی امکانات موجود از سر راه خود بردارید. در ادامه، با قوّت قلب گرفتن از انجام گام اول، می توان گام های بعدی را محکم‌تر و استوارتر برداشت.

زیبایی کار در این‌جاست که هر سعی و تلاشی چه در حیطه‌ی نیکی‌ها و چه بدی‌ها، سرانجام به خود انسان بازمی‌گردد. این یک سنّت همیشگی است. هر ضربه‌ای که انسان می‌زند، بر پیکر خویشتن زده است و هر خدمتی که به دیگری می‌کند، در حقیقت به خود خدمت کرده است؛ چراکه هر عملی را عکس‌العملی است. کنش‌ها و واکنش‌های فکری و احساسی ما بر همه چیز در این کاینات اثر می‌گذارد. هر چه از ما سر بزند، بالاخره روزی دیر یا زود، در زندگی ما تأثیر می‌گذارد.

امّا در نهایت، این سؤال مطرح است که

“مقصد نهایی کجاست؟!”

قرآن پاسخ می دهد:

«بَل تُؤثِرُونَ الحَیوةَ الدُّنیا وَ الأخرةُ خَیرٌ وَ أبقی. » لیکن شما زندگی دنیا را برمی‌گزینید، با آن که جهان آخرت نیکوتر و پایدارتر است.

حضرت علی(ع) می فرمایند:

«إنَّکُم إنَّما خُلِقتُم لِلآخِرةِ لا للدُّنیا وَ لِلبَقاءِ لا لِلفناءِ. » البته شما برای آخرت آفریده شده‌اید نه برای دنیا و برای بقای همیشگی نه فناپذیری.

عطّار نيشابوري چه زیبا می سراید: تو غافل دان هر آن كس را كه پيوست بود از حبّ مال و جاه سرمست تو عاقل آن كسي را دان كه عقبي گزيند بر نعيم و ملك دنيا

هیچ عقلی اجازه نمی‌دهد که انسان سرای باقی را به متاع فانی بفروشد و این لذّات مختصر و آمیخته با انواع درد و رنج را بر آن همه نعمت جاویدان و خالی از هرگونه ناملایمات مقدّم بشمرد. انسان خلیفه الله وقتی به پایان حرکت کاروان زندگی می‌اندیشد، ناگزیر با این سؤال روبه‌رو می شود که آیا این همه تلاش، تکاپو، استعداد و امکانات فقط برای یک زندگی 60 ـ 70 ساله است؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *