هر آنچه باید درباره خودم بدانم

 

برای هر آنچه که باید درباره خود بدانند و آن ها که سبک‌بال دایم در نمازند و می خواهند «حتّی تکونَ اعمالی و اَورادی کُلُّها وِرداً واحداً» را در چشمه‌ی زلال «الهی هَب لی کمالَ الاِنقِطاع الیک» موّاج به حرکت درآوردند، می سوزند و روزی هزار بار از پیامبر درون می پرسند:

از کجا باید آغاز کنیم؟

قرآن پاسخ می دهد: «… اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم..» در حقیقت خدا شرایط قومی را تغییر نمی‌دهد؛ مگرآن که آنان در مسیر تغییر حرکت کنند.

آری، هر‌گونه حرکت و رشد و فلاح و رویشی از خود انسان آغاز می شود. امّا سؤال این جاست:

چرا از خود؟

 

قرآن پاسخ می دهد: «ما اَصابَکَ مِن حَسَنَة فَمِنَ اللهِ وَما اَصابَکَ مِن سَیِّئَة فَمِن نَفسِکَ …

آن چه از خوبی‌ها به تو می‌رسد، از جانب خداست و آن چه از بدی به تو می‌رسد، از خود توست.

 

و این‌جاست که متوجّه می شویم ریشه و منبع تمامی بدی ها و پلیدی ها، خود انسان( خود تو) است. انسانی که با جهل و ظلم و کفر، غرور و غفلت، حرص و حسد و تکبّر، به دنبال زر و زور و تزویر می رود و دین را وسیله ای برای رسیدن به نام و نان قرار می دهد.

[av_textblock size=” font_color=” color=”]

شاید از خودت بپرسی برای نجات از این مهلکه 

با چه شروع کنم

 

در میان اقوام و ملل مختلف، رسم است که کارهای خود را با نام بزرگی از بزرگان خویش که مورد احترام و علاقه‌ی آن ها است شروع می‌کنند. گاهی با نام بت‌ها و طاغوت‌ها و گاهی با نام خدا و اولیاء کار خود را شروع می کنند.

امّا چرا ما بسم الله الرّحمن الرّحیم را به کار می بریم؟

 

 

قرآن پاسخ می دهد: «إقرَأ بِاسمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ. »   

بخوان به نام پروردگارت که آفرید.

 



 

در سوره‌ی هود، آیه ی 41 می خوانیم که حضرت نوح هنگام سوار شدن به کشتی به یاران خود دستور می دهند بسم الله بگویند. همچنین وقتی کشتی نوح در میان امواج به راه افتاد، حضرت به یارانش فرمود: سوار شوید که بسم الله مجراها و مرساهاست.

حضرت سلیمان نیز وقتی ملکه‌ی سبا را به ایمان فرا خواند، دعوت نامه‌ی خود را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد.

پر واضح است که هر چه هست از اوست و همه چیز را او به ما عطا کرده است. اگر چیزی را به جا داده، از باب رحیم بودن اوست. بدون توقّع محبّت از ما و بدون نیاز متقابل از ما. پس او را انتخاب می‌کنیم؛ چون به‌خاطر رحم به ما، به ما می‌بخشد. خلق و نفس و شیطان چیزی ندارند که به ما بدهند و اگر هم بدهند، با نیاز متقابل می‌دهند؛ یعنی در ازای چیزی که از ما می‌گیرند، به ما چیزی می‌دهند.

نام خدا کلید کوک ما برای هماهنگی با کلّ عالم و ایجاد هارمونی است.

 بسم الله گفتن به معنی استعانت از خدا و هم شروع کردن به نام اوست.

 بسم الله یک مرحله از خودآگاهی و جریانی از معرفت است.

 بسم الله رمز بقاء و دوام، رمز عشق به خدا، رمز بندگی و عبودیّت و رمز توحید است.

 بسم الله نشان‌گر رنگ و صیغه‌ی الهی و بیان‌گر جهت‌گیری توحیدی ماست. توحید زمانی به‌دست می آید که تمام نسبت هایی که با دیگران داریم را حذف کنیم و تنها نسبت‌مان با خدا باشد.

حقیقت بسم الله یعنی نیستی ما و این که ما از خود بی‌خویشتن شویم و اسم خود را خط بزنیم. با یاد خدا به لحظه‌هایمان روح می دهیم و آن ها را زنده می کنیم که زنده کردن لحظه ها با توجّه به نام بسم الله است و این توجّه به سه صورت است.

 

وقتی کاری با بسم الله شروع نشود، آن کار ادامه نمی‌یابد و خداوند به آن توجّهی نمی‌کند. در این رابطه حدیثی از پیامبر گرامی اسلام است که می‌فرمایند: «کلُّ امرٍ ذی بال لم یبدا بِبِسمِ الله فَهُوَ اَبتَر» هر کار مهمّی که بدون نام خدا شروع شود، ابتر و ناتمام می‌ماند. انسان هر کاری را می‌خواهد انجام دهد، باید بسم الله بگوید؛ یعنی با نام خدا این عمل را شروع کند و هر عملی که با نام خدا شروع شود، خجسته و مبارک است

در این باره داستانی از حضرت عیسی(ع) نقل شده است:

روزی حضرت عیسی از کنار گوری می‌گذشت. صاحب آن گور را عذاب می‌کردند. عیسی از آن جا عبور کرد. وقتی باز آمد، آن گور را دید روضه‌ای از روضه‌های بهشت. از حق تعالی خواست تا وی را از این حال معلوم کند. جبرئیل آمد که حق سلام می‌کند و می‌گوید: این مرد از دنیا رفت و زن او حامله بود. فرزندی آورد و بزرگ شد. او را به معلّمی سپردند و معلّم او را بسم الله الرحمن الرحیم آموخت. حق تعالی آن مرد و معلّم و پدر و مادر کودک را به برکت بسم الله الرحمن الرحیم بیامرزید

در مدیریت و رهبری یک کار، ممکن است تمام ابعاد آن از روز اوّل روشن نباشد. همین که گامی الهی برداشته شد، در میانه‌ی راه، هدایت غیبی می‌رسد. كسي كه از عظيم‌ترين نيروي هستي بهره مي‌برد و او را به ياري مي‌طلبد، حتّي توانايي جابه‌جا كردن كوه‌ها را در خود حس مي‌كند. کافی است به نداهاي عميق وجودمان گوش فرا دهيم، تا هرگز دچار دوگانگي و تضاد نشويم و به هنگام تصميم‌گيري لحظه‌اي درنگ نکنيم؛ چرا که اعتماد به نفس بالا، زاييده‌ی تمايل به عزم، اراده و تلاش و حركت است، نه نتيجه‌ی كارها. در هر شرايطي كه هستيم، براي امیدوارانه ادامه دادن این راه مي‌بايست قدم هایی مطمئن، محکم و استوار برداریم و بهاي لازم را بپردازيم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *