بسوی کامیابی (جلد سوم)


نام كتاب: به سوی کامیابی (3)، دیدار با سرنوشت  

نويسنده: آنتونی رابینز

مترجم: مهدی مجرد زاده کرمانی                    ناشر: موسسه فرهنگی راه بین

فصل اول : نظام اساسی

همه رفتارها دارای الگوهای یعنی هستند که از عناصر اصلی ویژه ای تشکیل یافته اند اگر با این اصول آشنایی داشته باشیم نه فقط می توانیم در دیگران نفوذ کنیم وتغییرات مثبتی به وجود می آوریم بلکه می توانیم علت کارهایشان را نیز درک کنیم .

این پنج عنصر اصلی عبارتند از : روحیه ، پرسش ، باور ، مرجع

این فصل می کند تا بر نظام اساسی ارزیابی خود تسلط داشته باشید این نظام اساسی نحوۀ احساس شما واعمالی را که در هر لحظه از زندگی مرتکب می شوید کنترل می کند .

  • رفتار فرد ، همیشه معرف شخصیت او نیست . همۀ ما دارای نظام یا شیوه ای هستیم که اشیاء وامور را برای خود معنی کنیم و عکس العمل مناسب را تقریبا در بربر هر وضعیتی نشان دهیم . کلید شناخت اشخاص آن است که نظام اساسی آن را بشناسیم وآمادگی پذیرش نظم استدلالی آنان را داشته باشیم .
  • قضاوت بهتر ، زندگی بهتر می آفریند .
  • ثروت ، نتیجه ی قضاوت صحیح است .
  • اگر کسی در هریک از زمینه های زندگی بهتر از ما عمل می کند ساده ترین دلیلش آن است که راهی بهتر برای قضاوت معنا کردن امور دارد و می داند که در هر مورد چه عکس العملی نشان دهد .

عناصر اثر گذار بر قضاوت های شما :

  • روحیه : روحیه یا حالت فکری وعاطفی که در هنگام ارزیابی دارید . کلید اصلی قضاوت عالی این است که در هنگام ارزیابی امور ووقایع دارای روحیه قوی وحالت فکری وعاطفی ثبت باشیم نه اینکه نگران جان خود باشیم .
  • پرسش : اشکال ابتدایی ارزیابی ها پرسشهایند . اینکه در مورد هر واقعه ، مغز ما چه پرسشهایی دارد
  • سلسله مراتب ارزش ها : در طول زندگی خود آموخته ایم که چه چیزهایی برای مان بیشتر از بقیه اهمیت داشته باشد . تجربه ی زندگی نظام منحصر به فردی را به ما آموخته است که به زبان رمز می گوید چه چیزهایی مساوی وچه چیزهایی معادل لذت است .
  • باورها و عقاید : عقاید کلی ( یا جهانی ) موجب می شوند که نسبت به احساس وانتظاراتی که از خود ، زندگی ودیگران داریم اطمینان داشته باشیم هریک از ما به قواعد و مقرراتی پایبندیم که براساس عقاید ما بنا شده اند .
  • تجربه های مرجع : مجموعه تجربه ها ، خاطرات ، اطلاعات ، تصوراتی که درباره ی یک موضوع معین داریم . این مرجعها مواد خام باورهای مارا تشکیل می دهند وتصمیمهای مارا هدایت می کنند .

مرجعهای بیشتر ، تسلط بیشتر در کارها را می آورد . ما زمان داریم که مرجعهای تازه ای بپذیریم تا اعتقادات نیروبخش خود را تقویت کنیم . در ارزشهای مورد قبول خود تجدید نظر کنیم . سوالاتی از خود بپرسیم وروحیه ای در خود ایجاد کنیم که ما را به سوی اهداف دلخواهمان سوق دهد .

  • دو نوع تغییر :

تغییرات دو نوعند : تغییر در نحوۀ تلقی واحساس خود ، تغییر در رفتار خود

این اعتقاد کلی را بپذیرید “من سرچشمه همه عواطف خود هستم . هیچ چیز وهیچ کس غیر از خود من نمی تواند تغییری در احساس من به وجود آورد . اگر من در واکنش نسبت به هرچیز ، خودم را پیدا کنم . می توانم در یک لحظه خودم را تغییر دهم .

  • بعضی اوقات می توان جزئیات وقدمهای کوچک را با هم ترکیب کرده وآنها را به صورت قدمی بزرگ درآورد که اگر چنین کند به محض آنکه قدم بردارید ، به مقصود می رسید .

 

فصل دوم : ارزشهای زندگی ،قطب نمای فردی

  • باید توجه داشته باشیم که همۀ تصمیم گیری ها ، به روشن بودن ارزش ها منتهی می شود . اگر بدانید چه چیزی از همه مهمتر است کار تصمیم گیری آسان می شود . این افراد به آسانی می دانند چه باید بکنند زیرا ارزشها رفتار را به آنها دیکته می کند .
  • در زندگی خود باید روشن کنیم که چه چیزی در زندگی ما از همه مهتر است وتصمیم بگیریم که علی رغم هر اتفاقی ، با این ارزشها زندگی کنیم .
  • تنها راه دستیابی به سعادت دراز مدت آن است که براساس بزرگترین آرمانهای خود زندگی کنیم یعنی هدف واقعی زندگی خود را بشناسیم وطبق آن عمل کنیم
  • اگرارزشهای واقعی خود را نمی شناسید ، خود را برای رنج آماده کنید .

مشکلات نتیجه ی ناکامی ، خشم واحساس خلائی است که در زندگی می کنید . آنگاه به مسکن ها پناه می برید تا از این احساس رهایی یابید. این رفتارهای مسکن ، عادتهای نامطلوب می شوند ووقتی شخصی سعی در ترک عادتها دارد در واقع با معلول مبارزه می کند نه با علت

  • هر تصمیمی که گرفته می شود تحت تاثیر ارزشها ودر اغلب موارد ، ما ارزشهای زندگیمان را تعیین نکرده ایم .
  • هرگاه گرفتن تصمیم مهمی را دشوار یافتید بدانید که علتش فقط یک چیز است وآن اینکه تصور روشنی از ارزشهای زندگی خود ندارید .
    • ارزش چیست ؟ ارزش گذاری به معنای اهمیت قائل شدن برای اشیاء وامور است . آنچه در نظر شما عزیز است . ارزش نامیده می شود .

ارزشها دو نوعند: 

ارزشهایی که هدف هستند مثل عشق .

ارزشهایی که وسیله اند مثل خانواده ، ثروت .

  • حرکت به سوی ارزشها : همه ی ما به ارزش های لذت بخش گرایش داریم اما به بعضی بیشتراز بقیه بها می دهیم . به این حالات لذت بخش عاطفی که در نظر ما پراهمیت اند « ارزشهای جذبی » گویند . زیرا برای رسیدن به این ارزشها ، کوشش زیادی می کنیم .

ارزشهای معمول عبارتند از : عشق ، موفقیت آزادی ، صمیمت ، امنیت ، ماجراجویی ، قدرت ، سلامت و..

بدیهی است بعضی از این عواطف هستند که برای رسیدن به آنها تلاش بیشتری می کنید در حقیقت همۀ ما دارای سلسله مراتب ارزشها هستیم .

  • درسهایی درباره رنج : مردم نه تنها به سوی لذتها وخوشی ها کشیده می شوند بلکه به همان شدت هم از رنجها ودردها فرار می کنند .
  • ارزشهای دفعی : هر وقت مغز بخواهد درباره ی انجام عملی تصمیم بگیرد ابتدا آن را مورد سنجش قرار می دهد تا معلوم شود که آن عمل به لذا منتهی می شود با به رنج می انجامد .
  • درجات نسبی رنجی که به عواطف معین نسبت می دهیم بر همه تصمیمهای ما اثر می گذارد . عواطف دفعی عبارتند از : طرد “، خشم ، اترواوتنهایی ، افسردگی ، شکست ، خواری وخفت ، احساس گناه و…
  • تضاد ارزشها : منشأ خود اخلالی :

بسیاری از افراد از تضاد ارزشها رنج می برند چرا که نظام ارزشی خود را انتخاب نکرده اند بلکه گذاشته اند تا محیط اطراف آن را شکل دهد . برای دگرگون سازی نظام دو قدم باید برداریم .

  • ارزشهای فعلی خود را بشناسید وعلت اعمالتان را دریابید . ارزشهای دفعی وجذبی را مشخص کنید .
  • آگاهانه تصمیم بگیرید که برای بهبود کیفیت زندگی چه ارزشهایی مورد نیاز است .بسوی کامیابی فن نهان
    • چگونه ارزشهای فعلی خود را کشف کنید :

فهرستی از ارزشهای مورد قبول خودتان تهیه کنید با پاسخ به این سوال «در زندگی چه چیزی برای من از هه مهمتر است؟ »

  • ارزشهای خود را عوض کنید تا زندگی شما عوض شود.
  • وجود ما منحصر به ارزشها نیست بلکه ما چیزی بسیار بیشتر وفراتر از ارزشهای خویش می باشیم .
  • باید از خود بپرسید :

 

الف ) ارزشهای مورد قبول من چگونه باید باشد تا سرنوشت نهایی مرا رقم زند بطوریکه همه تواناییهای من ظاهر شود وبهترین فردی باشم وبیش از پیش منشأ اثرگردم ؟

ب ) از اینکه فلان ارزش را با فلان اولویت در سلسله مراتب ارزشهای خود قرار دهم چه نفعی می برم یا این مسأله به چه قیمتی برایم تمام می شود .

فصل سوم : چرا شاد وخوشبخت نیستیم ؟!

  • هرکس برحب قواعد خاص خود وعقیده به اینکه حوادث باید چگونه اتفاق بیفتد تا او احساس رضایت کند نسبت به این موضوع واکنش نشان می دهد .بسوی کامیابی فن نهان
  • به اعتقادات خاصی که انسان چه موقع احساس رنج وچه موقع احساس لذت کند «قوانین فردی » گویند .
  • از خود بپرسید : برای احساس خوشی چه اتفاقی باید بیفتد؟
  • حقیقت این است که برای احساس شادکامی وخوشبختی لزومی ندارد که اتفاق خاصی بیفتد .
  • اگر زندگی خود را طوری بنا کنیم که خوشبختی ما وابسته به اموری خارج از اختیار ما باشد در آن صورت احساس رنج خواهیم کرد .

 قضاوت و قاضی

  • اما آنچه به اندازه ی ارزشها مهم وحتی از آنها مهمتر است و در رفتارها واحساسات مااثر کلی دارد اعتقادات ما در این باره است که چه چیزی خوب وچه چیزی بد است وانجام چه کاری خوب وصحیح است وچه کاری باید انجام شود . این ضوابط ومعیارهای دقیق را قوانین فردی گویند .
  • قوانین رفتاری ، عامل رهاسازی هر نوع رنج ولذتی هستند که در لحظه ونظام عصبی خود احساس می کنید .
  • قوانین فردی بر کلیه جنبه های زندگی ما حکومت می کند .
  • اغلب ما برای ایجاد حالات بد در خویشتن راههای فراوانی آفریده ایم ولی برای ایجاد حالات خوب راههای اندکی باقی گذاشته ایم .
  • آیا قوانین فردی شما مایۀ ضعفند یا مایۀ قدرت ؟

معیارها :  

 الف ) اگر قانونی غیر قابل اجرا باشد مایۀ ضعف است .

ب ) اگر قانونی ، متکی به عاملی باشد که از اختیار وقدرت شما خارج است تضعیف کننده است .

ج) اگر قانون ، راههای کمی برای احساسات خوشایند وراههای فراوانی برای احساسات ناخوشایند باز بگذارد . تضعیف کنند است .

  • همۀ ناراحتی ها ناشی از قوانین فردی است .
  • ریشۀ هر نوع ناراحتی وعصبانیت که نسبت به فرد دیگری احساس می کنید . نقص یکی از قوانین فردی است پس به یاد داشته باشید که هرگاه از دست کسی خشمگین هستید این قوانین فردی شماست که ناراحتتان کرده نه رفتار طرف مقابل .

قوانین خود را اظهار کنید: اگر به دیگران قوانین خود را نگویید نباید انتظار داشته باشید که آنان طبق قوانین شما رفتار کنند .

قوانینی که نمی توان شکست :

  • قوانین نیز مثل ارزشها دارای سلسله مراتبی هستند . قوانینی که نقص آنها رنج آور است وحتی فکر شکستن آن را به خود راه نمی دهیم به این قوانین «قوانین جزمی » گویند .
  • برای رسیدن به اهداف معین قوانین جزمی بسیار نیاز است تا نیروی پشتکار واقدام به عمل در ما تقویت شود.
  • قوانین خود را طوری طراحی کنید که اختیارتان دست خودتان باشد وتعیین کننده احساس خوب وبدتان جهان بیرونی نباشد .وایجاد حالات خوب برایتان راحت وحالات بد دشوار باشد .
  • هنگام تدوین قوانین باید روحیه شاد داشته باشید .
  • علی رغم هر اتفاقی ، از زندگی خود لذت ببرید واز عمر خود .

 

فصل چهارم : چهارچوبهای مرجع : تار و پود زندگی

هرچه تجارب زندگی ما بیشتر وکیفیت آنها بالاتر باشد میزان حق انتخاب ما بیشتر می شود وبهتر می توانیم معنای هرچیز را را دریابیم وتوان خود را برای انجام هرکار بسنجیم . تجارب مرجع اجزاء تشکیل دهنده باورها واعتقادات ما را تشکیل می دهند اما باید به نحو صحیحی سازمان داده شود تا موجب نیرومندی ما باشد .بسوی کمیابی فن نهان

  • آنچه عقاید ما را می سازد ، وقایع وخاطرات مرجع نیست بلکه تفسیر وتعبیری که ما از اتفاقات می کنیم وسازمانی که به این خاطرات می دهیم . تعیین کنندۀ باورهای ماست .
  • در ذهن ما ذخیره ای تمام نشدنی از خاطرات مرجع موجود است که می توانیم از آنها باید ایجاد هرگونه طرح دلخواه استفاده کنیم وهر روز به این ذخیره افزوده می شود .
  • نحوۀ استفاده از چهارچوب های مرجع ، تعیین کنندۀ احساسات ماست زیرا خوبی یا بدی هر چیزی نسبی است و بستگی به این دارد که با چه چیزی مقایسه شود .
  • اگر مدرک تصور خود را از قید وبند رها کنیم . اعتماد به نفس و بینشی در ما ایجاد می شود که محدودیت های گذشته مان را در هم می شکند .
  • بخاطر داشته باشید که آینه اتومبیل برای این نیست که رو به عقب رانندگی کنید . باید از گذشته درس بیاموزیم نه اینکه در گذشته ها زندگی کنیم . به اموری توجه کنید که شما را نیرومند گرداند .

  • از تضادها استفاده کنید تا نظرگاهی نو در زندگیتان پیدا شود .
  • « تنها با چشم دل است که می توان به درستی دید چشم سر آنچه را که ضروری است نمی بیند » اگزوپری
  • در جهان هیچ چیزی ازبین نمی رود هیچ چیزی ناپدید نمی شود بلکه تغییر شکل می دهد .
  • خاطرات مرجع اگر محدود باشند زندگی محدود می شود اگر می خواهیدد زندگیتان وسعت پیدا کند باید چهارچوب های مرجع را گسترده تر سازید وبرای این منظور به دنبال قطرات وتجاربی بروید که اگر بطور جدی به جستجوی آنها نپردازید ، به دست نمی آیند .
  • چهارچوب های زندگی خود را وسعت دهید تا زندگیتان وسعت یابد .
  • هم اکنون چند دقیقه وقت صرف کنید واز قویترین تجارب خود که شخصیت فعلی تان را شکل داده است پنج مورد روی کاغذ بنویسید . اثرات آنرا بر خویشتن بیان کنید .
  • هر اتفاقی که در زندگی می افتد دارای منظور وهدفی است وبرای ما مفید است .
  • از خود بپرسید :« برای اینکه به بالاترین درجات موفقیت برسم وآنچه را که واقعا در زندگی می خواهم به دست آورم به چه مرجع هایی نیاز دارم ؟
  • چه وقت قصد دارید دست به کار تازه وغیر عادی بزنید ؟
  • فراموش نکنید که زندگی مجموعه ای از لحظات است . می توانیم لحظاتی را برای خود بیافرینیم که موجب تعالی ما باشد نه اینکه محدودمان کند.

 

فصل پنجم : هویت ، کلیه توسعه

  • بعضی از اعتقادات تاثیر گسترده ای بر زندگی شما دارند . این نوع اعتقادات را عقاید کلی یا جهانی می نامند . مثل روابط با دیگران .
  • هویت عبارت است از اعتقاداتی که برای بیان شخصیت خود و آنچه که ما را از دیگران متمایز می سازد(چه خوب ، چه بد ) از آنها استفاده می کنیم .
  • توانایی شما دارای مقدار ثابتی است اما هویتی که برای خودتان قائل هستید موجب می شود که بحش معینی از آن توانائی را بکارگیرید .
  • محققان بارها نشان داده اند که میزان استعداد دانش آموزان بستگی به هویتی دارد که برای خود قائل هستند واین هویت در اثر اعتقادات معلمان به میزان هوش واستعداد تحصیلی دانش آموزان به وجود می آید .
  • رفتار دیگران نسبت به شما براساس تصوری است که از شخصیت شما دارند .
  • همۀ ما همیشه براساس تصویری که از خویشتن داریم عمل می کنیم خواه این تصویر دقیق باشد خواه نباشد زیرا یکی از قوی ترین نیروهایی که در ذات بشر وجود دارد نیاز به ثبات است .
  • همۀ ما به احساس اطمینان نیازمندیم . بیشتر افراد از ناشناخته می ترسند عدم اطمینان دربردارندۀ رنجی است وما دردی را که از پیش می شناسیم به رنجی که از آن آگاه نیستیم ترجیح می دهیم .
  • هرگاه درباره هویت خود اعتقاد تازه ای پیدا کنیم رفتار ما نیز برای تقویت هویت تازه تغییر می کند .
  • هویت چگونه شکل می گیرد :بسوی کامیابی فن نهان

آیا تجارب انسان او را محدود نمی کند ؟ پاسخ منفی است . آنچه انسان را محدود می کند تعبیری است که از تجارب خود به عمل می آورد . هویت شما چیزی است به جز قضاوت درباره ی شخصیتتان نیست . تصمیمی است که می گیرید تا با چه چیزی در آمیزید و بر چسبی است که به خود می چسبانید . تعریفی که از هویت خود می کنید بیانگر زندگی شماست .

  • بحران هویت : کسانی که برخلاف اعتقادات خود عمل می کنند خود را در معرض حالتی قرار می دهند که بحران هویت نام دارد .
  • بالاخره چه کسی هستید ؟ از دیدگاه عاطفی ، اجتماعی ، حرفه ای ، درآمد ، عنوان اجتماعی ، نقشی که به عهده گرفته اید ، رفتار ، نظرات اشخاص اعتقادات مذهبی ، ظاهر ، موفقیت ها ، آنچه نیستید

تمرین : برای معرفی بهتر خود وتمایز خود از دیگران تمرین های زیر را جواب دهید :

1) اگر می توانستید نام خود را در فرهنگ لغت بیابید چه تعریفی از خود در آنجا می دیدید ؟

2) اگر می خواستید برای خود کارت شناسایی تهیه کنید تا شخصیت واقعی شما را نشان دهد چه چیزهایی را بر روی آن می نوشتید وچه چیزهایی را نمی نوشتید ؟

نیروی خود سازی :

  • هم اکنون فهرستی از کلیه عوامل هویت که می خواهید داشته باشید تهیه کنید .
  • اگر واقعا می خواهید هویت وزندگی خود را گسترش دهید پس هم اکنون آگاهانه تصمیم بگیرید که چه کسی می خواهید باشید به هیجان درآیید هم چون کودکان شوید وبه تفضیل شرح دهید که از امروز به بعد تصمیم دارید چه کسی باشید اکنون دقایقی وقف صرف کنید واین فهرست را کامل سازید .
  • اکنون برنامه عملی برای خود بریزید تا به شما یادآور شود که واقعا وبه صورتی ثابت با هویت تازه خود زندگی می کنید .
  • آخرین قدم این است که خود را به هویت تازه مقید کنید وبرای این کار آن را به اطرفیان خود اعلام نمایید .

  • « ما موجودات انسانی که صاحب تجارب روحانی باشیم نیستیم بلکه موجوداتی روحانی هستیم که تجارب انسانی داریم » وین دایر

 

فصل ششم : تغییر در هفت روز

روز اول : تغییر سرنوشت عاطفی

هدف : تسلط بر عواطف ثابت وتغییر شکل آگاهانه وعمدی احساسی که از زندگی داریم بطور روز مره .

مهارتهایی که برای تغییر حالات عاطفی کسب کرده اید عبارتند از : وضعیت جسمی ، توجه وتمرکز ، پرسشها ، تغییر کلمات ، تشبیه وتمثیل قوانین ، مرجعها ، ارزشها ، عقاید و…

« دیدن . باور کردن است واحساس ، حقیقت »      توماس فولر

تکلیف :

1) همه عواطفی که در طول هفته دچار شده اید . بنویسید .  

2) وقایع واتفاقاتی را که موجب بروز این عواطف می دانید نام ببرید.

3) برای هر یک از عواطف منفی خود پادزهری پیدا کنید واز ابزارهای گفته شده برای مقابله با آن استفاده کنید .

روز دوم . تغییر سرنوشت جسمانی .

هدف : همانطور که یاد گرفته اید سلسله اعصاب خود را شرطی کنید تا با ایجاد رفتارهای مناسب به اهداف دلخواه برسید . سرنوشت جسمانی شما نیز بسته به این است چگونه سوخت وساز وبدنتان ، عضلاتتان را شرطی کنید تا انرژی وسلامت دلخواه را بدست آورید .

« جسم انسان بهترین تصویر روح است »     لودیک ویتاگن اشتاین

تکلیف :

 1) بین سلامت و آمادگی جسمانی تمایز قائل شوید .

آمادگی جسمی : توانایی جسمانی برای انجام فعالیت های ورزشی / سلامتی : حالتی که دستگاههای بدن یعنی دستگاههای عصبی ماهیچه ها . استخوانبندی ، گردش خون ، گوارش ، لنف ، خود داخلی و… بصورت بهینه کار کند .

2) تصمیم بگیرید که سالم باشید .

3) وضعیت خودرا مشخص کنید ( قند سوز ، چربی سوز ) اگر صبحها هنگام بیدار شدن احساسی خستگی می کنید ، پس از انجام تمرینات خسته می شوید واحساس خشم وبد خلقی می کنید ، احساس درد وکوفتگی می کنید و… قند سوزید .

4) تعداد ضربان قلب خود را مشخص کنید .

5) نظام سوخت وساز خود را برای سوختن چربی وتولید انرژی بیشتر شرطی کنید .

6) تصمیم بگیرید ورزش جزء هویت شما باشد .

روز سوم : تسلط بر روابط

هدف : بهبود قابل ملاحظه کیفیت روابط فردی وعمیق تر کردن روابط عاطفی با افراد مورد علاقه از طریق بررسی شش اصل موفقیت در زمینه روابط

  • اگر ارزشها وقوانین فردی طرف مقابل را نمی دانید در انتظار رنج باشید .
  • در دنیای واقعی ادامۀ رابطه در یک صورت امکان پذیر است وآن اینکه سعی کنید نسبت به طرف مقابل بخشنده ودهنده باشید نه اینکه بخواهید چیزی بدست آورید .
  • برای تقویت روابط مانند سایر جنبه های زندگی باید حواس جمع داشت . در جستجوی چیزهایی بود ، از چیزهایی اجتناب کرد به علائم هشدار دهنده توجه کرد و…

 چهار مرحله نابود کنندۀ روابط :

الف ) مقاومت : حالت اعتراض ، نگرانی وجدایی مختصر نسبت به طرف مقابل

ب) خشم : در صورتی که مقاومت برطرف نشود به عصبانیت منجر می شود . احساس خشم نسبت به دیگری ، حالت کنار کشیدن ودیواره ی عاطفی بوجود می آید .

ج) طرد: حمله شفاهی وکتبی در صورتی که منتظر یک اشتباه از اویید . هرکار طرف مقابل موجب تحریک وناراحتی شما می شود .جدایی جسمی.

د) بی تفاوتی : عدم احساس رنج وشور وشوق ، عشاق قبلی فقط هم اتاق هم اند .

  • برای جلوگیری از ایجاد این مراحل ، موضوع را به روشنی با طرف مقابل در میان گذارید .
  • روابط خوب را مهمترین اصل زندگی خود قرار دهید .
  • هرروز سعی کنیم روابط را بهتر سازیم
  • اگر می خواهید روابط شما با دوام باشد . هرگز .هرگز. هرگز اصل رابطه را مورد تهدید قرار ندهید
  • هر روز خصوصیاتی را که در طرف مقابل می پسندید در نظر آورید واحساس همبستگی وشیفتگی را در خود تازه و تقویت کنید .

تکلیف :

1) همین امروز با طرف مقابل صحبت کنید تا بدانید در روابط شما چه چیزی مهمتر است . بالاترین ارزشهای شما کدام است ؟

2) یقین کنید که در زندگی ، عشق از هر چیز دیگر مهم تر است .

3) هنگامی که روابط شما رو به تیرگی می گذارد راهی که مورد قبول طرفین باشد برای برطرف کردن آن حالت بیاندیشید .

4) به محض ایجاد حالت مقاومت ، مطلب را با لحن ملایم بگویید .

5) با همسر خود قرار بگذارید که بطور منظم شیوه ای عاشقانه ای داشته باشید .

6) روزی یکبار حتما همسر خود را به مدت طولانی ببوسید .

روز چهارم : سرنوشت مالی :  قدم هایی کوچک برای رسیدن به ثروتی کوچک یا بزرگ

هدف : با استفاده از پنج اصل اساسی برای کسب دارایی ، برآیندۀ مالی خود مسلط شوید .

دلایل عدم موفقیت مالی اشخاص عبارتند از :

الف ) عقاید مختلف ومتضاد درباره ی ثروت     

 ب) این کار را شکل وپیچده به حساب می آورند .                                                               

ج) موضوع کمیابی : اغلب مردم معتقدند همه منابع جهان دارای محدودیت

 چهار درس اساسی درباره ی ایجاد دارایی های بادوام

اولین رمز کار این است که بتوانید درآمدی بیش از گذشته بدست آورید و بتوانید تولید ثروت کنید .کلید رسیدن به ثروت این است که ارزشمند تر باشید .

  • تنها راه موثر برای افزایش درآمد این است که وسیله ای ابداع کنید که بطور دائم به ارزش زندگی زندگی دیگران بیفزاید .
  • برای ارزش افزوده بیشتر لازم نیست حتما پیشگام باشید اما لازم است هر روزه به وسعت معلومات خود ، مهارت خود وتوانایی خدمت بیفزایید . این است که خود آموزی بسیار اهمیت دارد .
  • در جامعۀ امروز ، ثروت از راه توزیع به دست می آید . کالاها وخدمات تغییر می کنند اما کسانی که می توانند چیزهای با ارزشی را بین توده های عظیم مردم پخش کنند موفقیت فوق العاده ای دارند .
  • چگونه افزودن به ارشها تولید ثروت می کند ؟ یک فرمول ساده ، از خود بپرسید :« چگونه می توانم در محیط در محیط اطراف خود ارزش بیشتری ایجاد کنم ؟»

دومین رمز موفقیت ، نگهداری ثروت است .

  • کمتر از درآمد خود خرج ودرآمد مازاد خود را سرمایه گذاری کنید .
  • درصد معینی از درآمد خود را کنار بگذارید وآن را سرمایه قرار دهید .
  • بر ثروت خود بیفزایید . کمتر از درآمد خود خرج کنید مابقی را سرمایه گذاری کنید . درآمد حاصل از سرمایه گذاری را هم دوباره سرمایه گذاری کنید .

حفاظت ثروت : در این مورد مانند سایر موارد زندگی ببینید بازیگران بزرگ بزرگ چه می کنند . حفاظت دارایی مستلزم پنهان ـ کردن وتقلب نیست . بهترین سیاست ، درستکاری وشرافت است .

از دارایی های خود استفاده کنید : ــ پول هدف نیست بلکه وسیله است . ــ در ضمن اهمیت صدقه را فراموش نکنید  ــ ثروت واقعی حفظ نوعی احساس است : احساس بی نیازی

تکلیف امروز :

  • اعتقادات خود را بررسی واگر ناهماهنگی است آنرا تغییر دهید .
  • برای افزودن به ارزشها در هر محیطی راهی پیدا کنید .
  • دست کم ده درصد درآمد خود را پس انداز کنید آن را کنار بگذارید وسرمایه گذاری کنید .
  • از راهنمایی مالی اشخاص خیره استفاده کنید وبرای رسیدن به هدفهای مالی برنامه ریزی نمایید .
  • اگر نگران خطرهایی هستید که دارایی تان را تهدید می کند برنامه ای برای حفاظت بریزید .
  • موفقیت مالی را لذت بخش بدانید .

روز پنجم : از صالحان باشید « قانون هدایت »

هدف : برای همه زمانی اتفاق افتاده است که به جای اینکه بر عواطف وتصمیمهای خود مسلط شویم ووقایع را به نحو صحیحی معنا کنیم گذاشته ایم تا وقایع بر ما مسلط شود . باید راهی روشن ومشخص پیدا کنیم که بتوانیم دائما بر اساس ارزشهای مورد قبول خویشتن زندگی کنیم وراهی بجوییم که بتوانیم توفیق خود را در رسیدن به آن ارزشها دائما ارزیابی کنیم .

  • از خود بپرسید : در عالیترین وبهترین وضعیت ممکن چه روحیاتی خواهم داشت خود را مقید به داشتن چه روحیاتی در تمام روزهای زندگی خود می دانم هر چند که شرایط به هیچ وجه مطلوب نباشد ؟

صرف نظر از شرایط محیط ومشکلات دست کم روزی یکبار آن روحیات را در خود ایجاد کنید . رفتار دوستانه ، عشق ، خوش طبعی ، قدرت بخشندگی ، شیطنت وتفریح و…

تکلیف امروز :

 1) فهرستی از روحیات دلخواه خود تهیه کنید . روحیاتی که می خواهید هر روز داشته باشید تا اینکه بتوانید مطابق عالی ترین اصول وارزشهای خود زندگی کنید .

2) پس از اینکه فهرست را کامل کردید . در برابر هریک از روحیات بنویسید که از کجا می فهمید آن روحیه در شما است ؟

3) به خود قول بدهید که دست کم روزی یکبار هریک از این روحیات را تجربه کنید .

بالاخره بسته ی رایگان دوره فن بیان و سخنوری رسید

فن نهان درو هفن بیان و سخنوری

برای دانلود فایل ارزشمند فن بیان و سخنوری لطفا فرم زیر را پر کنید.

لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

 

[gravityform id=”3″ title=”true” description=”true”]

روز ششم : تسلط بر زمان وعمر

هدف : به جای اینکه ، زمان ، میزان رضایت وعدم رضایت شما را معین کند ، از زمان به نفع خود استفاده کنید .

ما غالبا فراموش می کنیم که زمان ، ساختاری ذهنی است ، امری کاملا نسبی است وغالبا نتیجه ی توجه وتمرکز ذهنی ماست .

 

سه تمرین در زمینه ی صرفه جویی در وقت :

الف ) تغییر طول زمان : بتوانید طول زمان را تغییر دهید طوری که یک دقیقه به اندازۀ یک ساعت و یک ساعت مانند یک دقیقه به نظر آید .

ب) موضوعات مهم : موزیت واهمیت موضوعات بر تصمیم های شما اثر می گذارد وباعث می شود از وقت خود به مشکل خاصی استفاده کنید ودر نتیجه به اهداف شخصی معینی برسید .

ج) سالها در عمر خود صرفه جویی کنید : الگوسازی کسانی که پیش از شما در زمینه هایی به موفقیت رسیده اند می تواند سالها در وقت شما صرفه جویی کند .

تکلیف امروز :

1) در طول روز ، تغییر چهارچوبهای زمانی را تمرین کنید . 

  2) یاد بگیرید که طول زمان را به دلخواه خود تغییر دهید .

3)کارهایی را که باید انجام دهید . به ترتیب اهمیت یادداشت کنید نه به ترتیب فوریت .

روز هفتم : استراحت وتفریح

هدف : رسیدن به نوعی تعادل

تکلیف امروز : برای تفریح وسرگرمی امروز خود برنامه ای بریزید ویا بدون برنامه وبطور خلق الساعه آنرا انجام دهید . لذت ببرید

فصل هفتم :مطالب پایانی آنچه از یک انسان ساخته است .

  • هیچ حالتی به اندازه ی احساس ناتوانی وبیچارگی انسان را فلج نمی کند واز اقدام به عمل باز نمی دارد .
  • اولین عاملی که مانع انجام تغییر در زندگی ما وکمک به تغییر زندگی دیگران است همین احساس ناتوانی .
  • شما هم اکنون دارای قدرتی هستید که می توانید بر افکار . احساسات واعمال خود حاکم شوید .
  • هریک از مشکلات در اثر رفتار انسانی ایجاد شده است ولذا راه حل نهایی هریک از این مشکلات چیزی جز تغییر رفتار نیست .
  • هریک ازمشکلات ناشی از اعمال ورفتاری است که انسانها آگاهانه بر می گزینند .
  • تنها چیزی که کاملا در اختیار ماست دنیای درونی است . ( مائیم که تصمیم می گیریم هر چیزی را چگونه نمی کنیم ودر قبال آن چه عکس العملی نشان دهیم )
  • ما با اعمال خود عمیق ترین ارزشها واعتقادات خود را بیان می کنیم .
  • خدمت به منوع تنها یک وظیفه نیست بلکه فرصتی است تا یتوانیم بخشی از دین خود را به جامعه ادا کنیم .
  • تا زمانی که زنده هستید ، از زندگی خود کاملا بهره مند شوید .
  • بدانید که شما را در مسیری قرار داده اند تا دائما رشد کنید وبر دانش خود بیفزائید وبه کمک آن عشق پایان ناپذیر را تجربه کنید .

دانلود فایل خلاصه کتاب به سوی کامیابی (جلد سوم)

برای دریافت خلاصه کتاب لطفا فرم زیر را پر کنید.پس از پر کردن فرم، کتاب به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

 

[gravityform id=”10″ title=”true” description=”true”]

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *